همه میدونیم که باهوشترین فرد توی زمین پاسوره تیمه، همچنین کسی که باید بیشترین استفاده را از فکرش بکنه نیز پاسوره. چون مثلا یک اسپکر باید تصمیم بگیره که توپ را محکم اسپک بزنه یا خالش کنه، یا دیگه خیلی بخواد از هوشش استفاده کنه اینه که توپ را به دفاع کنار بزنه تا توپ سر دفاع بشه (بماند که خیلی وقت ها همین یه ذره فکرم ندارن و توپ را محکم می کوبن به دفاع!!!) اما در مقابل، یک پاسور باید اول از همه با توجه به موقعیت تصمیم بگیره که اصلا توپ را پاس بده یا نه! منظورم اینه که شاید موقعیتی که درونشه برای خال انداختن بهتر باشه. بعد از اون که تصمیم گرفت پاس بده باید نوع پاسش را با توجه به موقعیت انتخاب کنه، مثلا دفاع حریف جمع می ایسته پس پاس دوبله مناسب نیست و...، بعد از اون باید با توجه به موقعیت، اسپکرش را انتخاب کنه، حالا این موقعیت، می تونه موقعیت فیزیکی مثل دفاع حریف، موقعیت خودش، موقعیت اسپکر خودی و ... و همچنین موقعیت روانی مثل روحیه اسپکر خودی، دفاع  حریف و ... باشه. خوب، فرض کنید پاسور تصمیم گرفته به سرعتی زن پاس کوتاه جلو بده حالا توپ دریافت می شه و قبل از پاس، پاسور به زمین حریف یه نگاه میندازه و با توجه به موقعیت کلا تصمیمش را عوض می کنه و پاس پشت خط منطقه 2 میده!!! (برای اینکه تعجب نکنید این موقعیت را در نظر بگیرید که توپ دقیقا لبه توره و دفاع منطقه چهار به تصور اینکه پاسور جای خالی میندازه باهاش میپره و پاسور یه پاس بی دفاع میده) (پس دیگه باید متوجه شده باشید که این وسط کی از همه باهوشتره، درسته؟... خوب آموزش امروز تموم شد و نتیجه مورد نظر که همون غرور سرشاره حاصل شد!!)

 

حالا با همه این توصیفات، یه پاسور را توی زمین می بینی که ای بابا این یارو که هیچ کاری انجام نمیده، فقط به طور گردشی یه پاس میده منطقه 4 یکی سرعتی یکی هم 2 و از نو!!! پس این تفکرش کجاشه!؟ حالا می خوام بگم که آقاجون اگر پاسور شدی باید تفکرتم پاسوری بشه... چطوری؟ بهتون می گم.

 

برای اینکه تفکرتون پاسوری بشه، تنها یه راه وجود داره، اونم اینه : باید با پاسوری زندگی کنید، یعنی این فایده نداره که مثلا هفته ای 3 جلسه تمرین دارید و نمیدونم چهار پنج ساعت توی تمرین پاس میدید و خلاص، میره تا هفته دیگه. حرف من اینه که توی خیابون، توی اتوبوس، مترو، موقع خواب، توی کلاس درس، توی دستشویی!  و خلاصه هرجا که فکرشو بکنید باید به پاسوری فکر کنید. باید خودتون را در موقعیت های مختلف قرار بدید و براش طرح بریزید، یعنی اینقدر باید از این موقعیت ها توی ذهنتون بسازید که دیگه وقتی توی زمین میرید و توی یکی از اون موقعیت ها قرار گرفتید به طور نا خودآگاه همون کاری را بکنید که توی ذهنتون انجام داده بودید.

 

مطمئنا توی ذهن، شما هیچ محدودیتی نخواهید داشت و می تونید همه اجزا را به هر نحوی که دوست داشتید بچنید و براشون طرح برزید، مثلا در مورد دریافت، می تونید فرض کنید که لیبرو بهترین دریافت ممکنه را زده، یا فرض کنید که دریافت روی خط یک سومه، یا اصلا دریافت خرابه و شما باید تا بیرون زمین دنبال توپ بدوید و ... حالا نوبت شماست که خودتون را در این موقعیت ها قرار بدید و شروع کنید برای هر کدوم توی ذهنتون پاس بدید، انتخاب با شماست، این تفکر شماست، چه نوع پاسی را انتخاب می کنید؟